• امروز دوشنبه سی و یکم شهریور 1399 

اخبار سازمان اوقاف

مطالب ویژه

https://hamedan.oghaf.ir/sitepages/view-2189.aspx

 اخبار منتشره از اداره کل اوقاف و امور خیریه استان همدان در سالهای اخیر

ارتباط با حراست

سامانه ارتباطات مردمی دولت ( سامد)

پیام رسان بله

سامانه تدارکات الکترونیکی دولت

مزایده و مناقصه

بخشنامه و اطلاعیه ها

شناسه خدمات الکترونیک و غیر الکترونیک

سوالات متداول

ساختار

بنر اطلاع رسانی روابط عمومی اوقاف استان

خدمات غیر حضوری مستاجرین اوقاف

خدمات غیر حضوری اوقاف(نسخه موبایل)

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

حقیقت موقوفه‌ی لالجین(ویژه‌ها)

حقیقت موقوفه‌ی لالجین(ویژه‌ها)

چندی است داستان وقف لالجین غبار آلود و مبهم شده است. شاید وقت آن رسیده تا کمی بیشتر درباره‌ی زن نیکوکار تاریخ همدان «زبیده خانم» و موقوفه‌ی ارزشمند او بدانیم.

 چهارشنبه 8 مرداد 1399   24  0      

چندی است داستان وقف لالجین غبار آلود و مبهم شده است. شاید وقت آن رسیده تا کمی بیشتر درباره‌ی زن نیکوکار تاریخ همدان «زبیده خانم» و موقوفه‌ی ارزشمند او بدانیم.
در حدود یکصد و هفتاد سال پیش بنابر رسم و قوانین آن روز کشور اداره‌ی امور ولایات بر عهده‌ی افرادی بود که از مرکز (تهران) تعیین می‌شدند برای مثال ولایت همدان توسط خاندان قراگزلو و خوانین آنها اداره می‌شد، یک قدرت موازی و ناظر هم از سوی حکومت مرکزی برای اداره‌ی امور شهرها و روستاها منصوب می‌شد که در مراکز مهم ولایات مثل همدان مستقر بود و حاکم نام داشت. خوانین در حکم فرمانداران ولایات بودند و امور نظامی، اقتصادی و امنیتی محل تحت اختیار خود را برعهده داشتند و تقریبا در امور مختار بودند و حاکم هم ضمن نظارت بر آنها، چارچوب‌های مشخصی برای جمع‌آوری مالیات، نظارت بر اصناف و پیگیری طرح‌های توسعه‌ای را بر عهده داشت و مانند یک استاندار عمل می‌کرد. خوانین مالکیت زمین‌های کشاورزی تحت امر خود را برعهده داشتند و بر اساس قوانین می‌توانستند آنها را در اختیار افراد مختلف مانند خرده مالکان و رعایا قرار دهند و بعضی هم تحت مالکیت مطلق خود آنها بود. در عوض باید ضمن ارسال خراج سالیانه‌ به تهران در هنگام جنگ نیز به اندازه‌ی سهم خود در تامین سرباز و تجهیزات قشون مشارکت می‌کردند. مردم در قبال کار بر روی زمین‌های خوانین سهم می‌بردند و به این واسطه نظام اقتصادی کشور اداره می‌شد، در این نظام که یک نظام شبه فئودال بود مردم به عنوان نیروی کار دارای سهم مشخصی بودند که البته خیلی زیاد نبود، در عوض خوانین وظیفه‌ی تامین امنیت آنها ، لایروبی‌ قنات‌ها و مدیریت سیستم آب را برعهده داشتند و بطور تضمینی محصولات آنها را می‌خریدند و در صورت بروز مشکلات وغارتگری‌های دزدان باید از مردم حمایت می‌کردند. در این میان برخی خوانین ستمگر بودند و از اختیارات خود سوء استفاده می‌کردند، آنها گاها خود از دزدان حمایت می‌کردند و در ایجاد مشکل برای مردم پیشگام بودند اما برخی دیگر تعامل خوبی با مردم داشتند و به عبارتی خلق از آنها راضی بود. بگذریم، غرض از این مقدمه شرح کوتاهی از احوال سیاسی – اجتماعی آن روزگار کشور بود و نه تایید خوانین و عملکرد آنها.
در دوران قاجار خوانین ولایات کوشش می‌کردند تا با خانواده‌ی شاه وصلت داشته باشند چون این وصلت‌ها برای آنها اعتبار و تضمین به همراه داشت. سردودمان و خان بزرگ خاندان قراگزلو (شاخه‌ی عاشقلو) محمدحسین خان بود. محمدحسین خان پنج پسر داشت که یکی از آنها رستم خان (واقف روستای گنج تپه در شهرستان بهار) نام داشت، پسر رستم خان علی خان نصرت الملک نام داشت، او با پیگیری‌های پدرش زبیده خانم دختر بیست و هفتم فتحعلی‌شاه را به زنی گرفت. آنها صاحب فرزندی به نام حسین خان (حسام الملک یکم) شدند که به حسین خان امیر مشهور است. او از واقفین شهرستان بهار است و هم اکنون املاک موقوفه‌ای با نیت خیرات و مبرات در روستای مارهموار (راه‌هموار) دارد. پس از ورود زبیده‌خانم به همدان جمع آنها جمع‌تر شد و نیکوکار دیگری به آنها افزوده شد. نصرت الملک به یمن ازدواج با زبیده خانم قسمتی از املاکی را که در اختیار داشت به عنوان مهریه به او داد. این ملک همانا دو دانگ از تمام ملک لالجین بود. لالجین در آن زمان یک قصبه بود (قصبه از روستا بزرگتر و از شهر کوچکتر است). پس زبیده خانم به همدان آمد و در شورین ساکن شد. از نیکوکاری و نوع دوستی او سخن‌ها گفته شده است. در کتاب شرح حال فرهادمیرزا معتمدالدوله در وصف بزرگ منشی، دینداری، نوع دوستی، نیکوکاری، ذکرگویی و پاکدامنی زبیده خانم به تفصیل سخن رفته و از او به عنوان یکی از وارسته‌ترین افراد زمان یاد شده است. ایرج میرزا شاعر معروف در وصف زبیده خانم می‌گوید: مگر خدا گناهان مرا به خاطر ایشان ببخشد. زبیده خانم شاعر بود در اشعارش جهان تخلص می‌کرد و از قضا اشعار پرمغزی می‌سرود، هیچ مستمندی از در خانه‌ی او دست خالی برنمی‌گشت، بارها به زیارت امام حسین(ع) و عتبات رفت و مکه‌ی مکرمه و مدینه‌ی منوره را زیارت کرد، زبیده خانم در دوران زندگی‌اش برای سهولت رفت و آمد مردم به عراق با هزینه‌ی شخصی خود چند پل و کاروانسرا ساخت. مهمترین اثر او که همه را از مال شخصی خرج کرد و از شاهکارهای هنر معماری ایران است کاروانسرای تاج آباد (در میانه‌ی جاده‌ی همدان – اسدآباد) نام دارد. او همچنین با هزینه‌ی خودش ساختمان امامزاده یحیی(ع) واقع در بلوار شهید مدنی شهر همدان را مرمت کرد. اما بزرگترین کار او وقف مهریه‌اش بود. زبیده خانم هیچ چیز از مال دنیا برای وارثینش نگذاشت و هرچه بود را وقف عمران و آبادی کشور و مستمندان کرد. بر اساس اسناد و مدارک موجود در اداره کل اوقاف و امور خیریه استان همدان مردم لالجین از 170 سال پیش تا کنون در مواقع سخت بارها از درآمدهای این موقوفه بهره‌مند شده‌اند و برای آنها پل و راه ساخته شده است. لالجین موقوفه‌ای است که نیت واقف آن پاک و در راه حلال و خیرات هزینه شده است و شاید برکت امروز این شهر جهانی به خاطر همان نیکوکاری‌های مردم است که حق موقوفه را پرداخته‌اند و آن پولها و اموال صرف کمک به نیازمندان و راه امام حسین(ع) شده است. اسناد نشان می‌دهند که مردم لالجین خودشان سهم وقف را به متولی می‌دادند و او بر طبق نیت واقف آن را در راه خیر هزینه می‌کرد و به شکلی دیگر به مستمندان همانجا بازمی‌گرداند. داستان زبیده خانم ما را به یاد داستان حضرت آسیه(س) می‌اندازد که اگرچه زن فرعون بود اما پیامبری را در دامان پربرکت خود بزرگ کرد. ‌
موقوفات سرمایه‌های مادی و معنوی گرانبهایی هستند که حفظ آنها در برقراری عدالت اجتماعی و رفع فقر بسیار گره گشاست.
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

پربازدیدترین اخبار